كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

344

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

تِلْكَ الْقُرى آن شهرها كه نسبت به امم مذكوره داشت چون احقاف و حجر و مؤتفكات و غير آن نَقُصُّ عَلَيْكَ خوانديم بر تو مِنْ أَنْبائِها بعضى از خبرهاى آن وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ و به درستى كه آمدند به اهالى آن رُسُلُهُمْ پيغامبران ايشان چون هود و صالح و لوط و شعيب ع بِالْبَيِّناتِ به معجزات روشن يا دلائل واضح فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا پس نبودند كه ايمان آورند بعد از آمدن رسل بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ به‌آنچه تكذيب مىكردند قبل از آمدن يعنى مستمر بودند بر تكذيب و صلاحيّت قبول ايمان نداشتند بسبب رسوخ در كفر و بودن مهر بر دلهاى ايشان كَذلِكَ مانند آن مهرها سخت كه بر دلهاى كفّار گذاشته بوده يَطْبَعُ اللَّهُ مهر مىنهد خدا عَلى قُلُوبِ الْكافِرِينَ بر دلهاى ناگرويدگان مر او از آنها كفار قريش‌اند كه خداى تعالى دانسته كه ايمان نيارند وَ ما وَجَدْنا و نيافتيم لِأَكْثَرِهِمْ مر بيشتر امم مذكوره را مِنْ عَهْدٍ از وفاى عهدى كه در روز كه ميثاق بسته بودند يا عهد كه در زمان خوف و مضرت مىكردند كه اگر نجات يابيم ايمان آريم وَ إِنْ وَجَدْنا و به درستى كه يافتيم ما أَكْثَرَهُمْ بيشتر ايشان را لَفاسِقِينَ شكنندگان عهد و پيمان ثُمَّ بَعَثْنا پس برانگيختيم و فرستاديم مِنْ بَعْدِهِمْ بعد ازين پيغمبران مذكور مُوسى موسى بن عمران را بِآياتِنا بمعجزاتى كه او را عطا كرده بوديم إِلى فِرْعَوْنَ بسوى فرعون كه نام او قابوس بود يا وليد بن مصعب بن ريان و فرعون لقب ملوك مصر بوده چون قيصر و كسرى و خاقان و تبّع كه القاب سلاطين فارس و روم و چين و يمن است وَ مَلَائِهِ و بسوى اكابر قوم او فَظَلَمُوا بِها پس ستم كردند يعنى كافر شدند فرعون و قوم او به آن آيات و وضع كردند كفر را در مكان ايمان چه حق آن آيتها از غايت وضوح آن بود كه بدان بگروند فَانْظُرْ پس بنگر بديده بصيرت كه بعد از انكار حق كَيْفَ كانَ چگونه بود عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ آخر كار تباه‌كاران كه غرق شدند حضرت موسى ع چون از مصر فرار نموده در مدين بصحبت شعيب ع رسيد و دختر او صفورا را به عقد نكاح درآورده باز عزم مراجعت بمصر فرمود و در اثناى طريق بوادى ايمن رسيده خلعت پيغمبرى يافت و به معجزه عصا يد بيضا اختصاص يافت چنانچه تفاصيل اين قصص در اثناى سور آينده مذكورست حق سبحانه حكم فرمود كه بمصر رود و فرعون را به خدا دعوت كند و از طغيان و سركشى و دعوى ربوبيت منع فرمايد موسى ع بيامد و بعد از مدتى كه ملاقات فرعون دست داد آغاز دعوت كرد وَ قالَ مُوسى و گفت موسى ع يا فِرْعَوْنُ اى فرعون إِنِّي رَسُولٌ به درستى كه من فرستاده‌ام مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ از نزد پروردگار عالميان بسوى تو و قوم تو .